تبليغاتX
آسمون آبی - 42
.
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387
امروز بعد از روزگاری هوس قدم زدن توی بارون رو کردم
چه بارونی ميوومد
چه هوايی بود
چشمام فقط دونه های بارون رو دنبال ميکرد که هی ميباريدنو ميباريدن
هرچی ميخواستم فکرمو ببرم سمت چيزايی که اين روزا خيلی درگيرشم ،نميرفت
دو ساعت تمام زير بارون راه رفتم بدون هيچ فکری.
حس خوبی بود
ولی هنوز روحم خستس
به دنبال چيزی ميگرده که اين نزديکی ها نيس....

''مهم ترين کار ما اين نيست که ببينيم در دور دست های مبهم و ناپيدا چه چيز هايی وجود دارد،بايد به آنچه آشکارا در پيش رو داريم بپردازيم''

نوشته شده در ساعت 20:54 توسط آسمان