<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آسمون آبی</title>
<link>http://tear-smile.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 16 Aug 2008 01:05:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>47</title>
<link>http://tear-smile.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>ساعت سه  نيمه شب که رفتی وقتی برگشتم توی رختخواب چقد گريه کردم&lt;BR&gt;چقد دلم واست تنگ شد&lt;BR&gt;وقتی آخرين ماچ رو از گونم گرفتی زود صورتت رو برگردوندی و فقط گفتی مواظب خودت باش و انگار به قصد فرار از بغض و اشک بلافاصله از در رفتی بيرون و رفتی تا زمان نامعلوم که دوباره همو ببينيم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تمام آرامش و آسايش  و راحتی زندگيتو برای ماها گذاشتی و تو این  سال هايی که از ميانسالی هم ديگه داره ميگذره  پر از نيرو مشغول کار هستی.&lt;BR&gt;امشب دوباره تنهای تنها شدی و همسفر زندگيت برای مدت زيادی به سفر رفت&lt;BR&gt;چقد دلم پيشته&lt;BR&gt;يعنی واقعاً ماها ميتونييم روزی جواب این همه گذشتو زحمت رو بديم¿&lt;BR&gt;واقعاً ووجود ما برای وجودت آرامشه؟&lt;BR&gt;وقتی تصور ميکنم تو اون گرما بدون داشتن هيچ امکاناتی چجور هر روز هر روز ساعت 8 ميری سر کار تا يک و نيم بعد چون خودت تنها هستی بايد غذا آماده کنی بعد يه استراحت کوچيک کنی و ساعت 4 بری سر کار تا 11 شب  بعد تک و تنها باشی يه شام آماده کنی بخوری سرکی به نت بزنی بلکه از بچه ها خبری باشه و اخبار بخونی  و تا دو-سه بيدار باشی اگه باشمو  حرف بزنيم بعد خواب و دوباره همون روز و شب تکراری که برای من خيلی خسته کنندس تصوّرش ولی هر وقت که ميپرسم بهم ميگی لذت ميبری&lt;BR&gt;چون هم به مردم خدمت ميکنی هم آينده ی ماهارو ميسازی&lt;BR&gt;من فدای چشمای مهربونت ميشم که اینقد نگاهت به آرامش مردمه&lt;BR&gt;ميدونم خيلی راحت ميتونی با کار بساز بفروشی مثل همين پولی که در مياری رو در بياری ولی هميشه حرفت خدمت به  مردم بوده&lt;BR&gt;آخه من  فدات  بشم واقعاً کسی قدرتو ميدونه؟&lt;BR&gt;حتی به مردم شهرت هم تاصب داری و حاضر نيستی بری   جای خوش آبو هواا&lt;BR&gt;ميگم...... مگه فرشته ها ديگه چه فرقی با وجود دوست داشتنيت دارن؟&lt;BR&gt;دلم برات تنگ شده خيلی زياد&lt;BR&gt;وحشت دارم از گذر لحظه ها&lt;BR&gt;وحشت دارم از اینکه کنارت نيستم&lt;BR&gt;وحشت دارم از روزی که روزگار منو قال بزاره&lt;BR&gt;ولی من الان هم حواسم به گذره این روزا هستش&lt;BR&gt;هنوز هم بعد این هشت سال غربت نشينی دلم بی اندازه برای وجودت پر ميکشه و عادت به این دوری ندارم&lt;BR&gt;مخصوصاً روزای اوله بعد از خدا حافظيمون&lt;BR&gt;اولين نامی هستی که وقت دعا روی زبونم مياد&lt;BR&gt;الهی وجود نازنينت دور از درد باشه.&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 01:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tear-smile&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>tear-smile</dc:creator>
<guid>http://tear-smile.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>46</title>
<link>http://tear-smile.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>امشب چه بارونی داره مياد&lt;BR&gt;دل  شکستمو غبار آلود کرده&lt;BR&gt;اشکای منم  همينجور که خيره بودم به آسمون ميريختن پايين&lt;BR&gt;دوباره قلبم پر حرف شده&lt;BR&gt;ولی مثل رسم هميشگی قفل روی لبام بسته شده و هيچ صدايی ازش در نمياد&lt;BR&gt;توی قلبم غمو احساس ميکنم&lt;BR&gt;قلبمو داره فشار ميده&lt;BR&gt;داره لهش ميکنه&lt;BR&gt;داره خفش ميکنه&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Sat, 09 Aug 2008 21:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tear-smile&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>tear-smile</dc:creator>
<guid>http://tear-smile.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز ميلاد وجودت مبارک</title>
<link>http://tear-smile.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#cc0066&gt;آرزويم اين است   &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cc0066&gt;نطراود اشک در چشم تو هرگز &lt;BR&gt;مگر از شوق زياد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cc0066&gt;نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cc0066&gt;و به اندازه هر روز، تو عاشق باشی &lt;BR&gt;عاشق آنکه تو رو ميخواهد&lt;BR&gt;و به لبخنده تو از خيش رها ميگردد &lt;BR&gt;و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت ميخواهد . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cc0066&gt;عزيزم شايد اگر من هم همون نزديکی ها بودم با يه شاخه گل سرخ مييامدم پيشت و روز قشنگ تولدت رو تبريک ميگفتم.&lt;BR&gt;حالا اين صفحه ی سرخابی پل بين دل منو خودته&lt;BR&gt;از صميم قلبم بهترين هارو برات ،از خدای مهربونمون ميخوام&lt;BR&gt;تولّدت مبارک مهربونم&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 413px; HEIGHT: 271px&quot; height=311 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://spiritisup.com/vrtopbirthday.jpg&quot; width=501 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Jun 2008 16:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tear-smile&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>tear-smile</dc:creator>
<guid>http://tear-smile.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://tear-smile.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>. </description>
<pubDate>Wed, 11 Jun 2008 20:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tear-smile&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>tear-smile</dc:creator>
<guid>http://tear-smile.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>43</title>
<link>http://tear-smile.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>ما داريم ميريم که همديگرو فراموش کنيم&lt;BR&gt;برای هميشه&lt;BR&gt;پيش ميريم تا ديگه اسم و احساسی از هم نه تو دلمون داشته باشيم نه به زبون بياريم&lt;BR&gt;ميريم که اولين تجربه ی عاشقی زندگيمونو خاکش کنيم&lt;BR&gt;اونم ذره ذره&lt;BR&gt;کاشکی ميشد اون همه خاطرات رو يجا خاک کرد،برای اولين بار سر خاکی که تازه رفتن زيرش خون گريه کرد و بعد از اون که ديگه ميدونيم چاره ايی نيست جز قبولش،قبول اينکه از بين رفته و ديگه وجود نداره،کم کم آروم گرفت با روزگار&lt;BR&gt;ولی اينجور نيس،اينجور نشده&lt;BR&gt;به اين سادگی ها فراموش نميشه&lt;BR&gt;به اين سادگی ها نميشه تمام اون لحظه هايی رو که تو مغزت ازش تصوير داری پاک کنی&lt;BR&gt;سخته سختر از اون چيزيکه تصورش رو ميکردم&lt;BR&gt;حالا ،حال و روزگار آدمايی رو ميفهمم که تو زندگی مشترکشون احساس آرامش کامل ندارن ولی ميگن نميتونيم جدا بشيم از هم.&lt;BR&gt;من نه زندگی مشترکی داشتم نه ربطه ی فيزيکی که صد البته احساسات آدمو پر رنگ تر ميکنه  نسبت به طرفش&lt;BR&gt;ولی حالا حال و روزم اينقدر درد آور و غير قابل تحمله.&lt;BR&gt;ای کاش ميدونيستم چجور ميشه فراموش کرد.... </description>
<pubDate>Tue, 03 Jun 2008 16:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tear-smile&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>tear-smile</dc:creator>
<guid>http://tear-smile.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>42</title>
<link>http://tear-smile.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>امروز بعد از روزگاری هوس قدم زدن توی بارون رو کردم&lt;BR&gt;چه بارونی ميوومد&lt;BR&gt;چه هوايی بود&lt;BR&gt;چشمام فقط دونه های بارون رو دنبال ميکرد که هی ميباريدنو ميباريدن&lt;BR&gt;هرچی ميخواستم فکرمو ببرم سمت چيزايی که اين روزا خيلی درگيرشم ،نميرفت&lt;BR&gt;دو ساعت تمام زير بارون راه رفتم بدون هيچ فکری.&lt;BR&gt;حس خوبی بود&lt;BR&gt;ولی هنوز روحم خستس&lt;BR&gt;به دنبال چيزی ميگرده که اين نزديکی ها نيس....
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&apos;&apos;مهم ترين کار ما اين نيست که ببينيم در دور دست های مبهم و ناپيدا چه چيز هايی وجود دارد،بايد به آنچه آشکارا در پيش رو داريم بپردازيم&apos;&apos;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Jun 2008 17:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tear-smile&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>tear-smile</dc:creator>
<guid>http://tear-smile.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>41</title>
<link>http://tear-smile.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>وقتی تورو میبینمت دیگه نمیلرزه تنم&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلم میاد&lt;BR&gt;میخوام برم&lt;BR&gt;همین روزا &lt;BR&gt;بدون تو&lt;BR&gt;دارم میرم&lt;BR&gt;باور بکن&lt;BR&gt;اینم قسم به جون تو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به جون تو   دیگه تورو دوست ندارم&lt;BR&gt;به جون تو   میرمو تنهات میزارم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جام دیگه انگار اینجا نیست&lt;BR&gt;روز نبودنت دیگه برام روز مبادا نیست&lt;BR&gt;توی شبای تنهاییم هیچ نوری از تو پیدا نیست&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 May 2008 19:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tear-smile&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>tear-smile</dc:creator>
<guid>http://tear-smile.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>40</title>
<link>http://tear-smile.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=2&gt;وقتی برای آخرين بار گوشی رو بی خداحافظی قطع کردی،تا به اين لحظه فقط يه شب با مهربونم حرف زدم که ازش راهنمايی بخوام&lt;BR&gt;و بعد از اون شب ديگه با احدی حرف نزدم&lt;BR&gt;با هيچ کس درد و غم دلمو تقسيم  نکردم&lt;BR&gt;خواستم خودم تنهايی تنها همشو احساس کنم&lt;BR&gt;خواستم بفهمم که چه بلايی سر دلم امد&lt;BR&gt;خواستم بفهمم که جواب خوبی ها ميتونه مثله خنجر فرو بره توی قلبم&lt;BR&gt;نخواستم حضور کسی باعث بشه که اين روزا واسم ساده بگذره&lt;BR&gt;من سياه ترين و درد آور ترين لحظه ها رو داشتم&lt;BR&gt;هنوزم که هنوز پر از اشک و بغض و درده روزگارم&lt;BR&gt;اينکه کی ميخواد از سياهی اين روزا کم بشه نميدونم؟!!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 May 2008 22:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tear-smile&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>tear-smile</dc:creator>
<guid>http://tear-smile.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>39</title>
<link>http://tear-smile.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;اگر کسی نيست واست بگه،خودم ميگم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هیچ تنها و غریبی ، طاقت غربت چشماتو نداره&lt;BR&gt;هر چی دریا رو زمینه ، قدر چشمات نمی تونه ابر بارونی بیاره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی دلگیـــــــری و تنها ، غربت تمام دنیــــا ...&lt;BR&gt;از دریچه ی قشنگ چشم روشنت می باره ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 May 2008 11:51:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tear-smile&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>tear-smile</dc:creator>
<guid>http://tear-smile.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>38</title>
<link>http://tear-smile.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>زمونه رنگارنگه&lt;BR&gt; شبو روزش یکی نیست&lt;BR&gt;خوشی دووم نداره&lt;BR&gt; غمش همیشگی نیست&lt;BR&gt;اگه فردا برامون پر از صلح و صفا بود&lt;BR&gt;چه خوب بود که تو دنیا یه فردا مال ما بود&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 May 2008 21:24:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tear-smile&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>tear-smile</dc:creator>
<guid>http://tear-smile.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
